<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wikijoo.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B9%D9%82%D9%84_%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C</id>
	<title>عقل گرایی - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wikijoo.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B9%D9%82%D9%84_%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%B9%D9%82%D9%84_%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-04-03T23:03:43Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%B9%D9%82%D9%84_%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=1259571&amp;oldid=prev</id>
		<title>Nazanin در ‏۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۵:۲۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%B9%D9%82%D9%84_%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=1259571&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2019-07-24T05:23:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
عقل‌گرایی (rationalism)&amp;lt;br/&amp;gt; (یا: خردباوَری) در فلسفه، نظام تفکری که بر نقش عقل در کسب شناخت&amp;lt;ref&amp;gt;knowledge &amp;lt;/ref&amp;gt; تأکید می‌کند؛ در مقابلِ تجربه‌گرایی&amp;lt;ref&amp;gt;empiricism &amp;lt;/ref&amp;gt;. عقل‌گرایی تقریباً در هر مرحله‌ای از فلسفۀ غرب به صورتی ظاهر شده است، اما در مجموع همان سنتی است که از رنه‌ دکارت&amp;lt;ref&amp;gt;René Descartes &amp;lt;/ref&amp;gt; سرچشمه گرفت. دکارت عقیده داشت که هندسه مظهر کمال مطلوب برای همۀ علوم و فلسفه است. به عقیدۀ او، برخی حقایق کلی و بدیهی را فقط به واسطۀ عقل می‌توان کشف کرد و از آن حقایق می‌توان بخش اعظم محتوای فلسفه و علم را به نحو قیاسی استنتاج کرد. وی چنین می‌انگاشت که این حقایق بدیهی، فطری‌اند و از تجربۀ حسی ناشی نمی‌شوند. تجربه‌گرایان انگلیسی نظیر جان لاک&amp;lt;ref&amp;gt;John Locke &amp;lt;/ref&amp;gt;، جورج بارکلی&amp;lt;ref&amp;gt;George Berkeley &amp;lt;/ref&amp;gt;، و دیوید هیوم&amp;lt;ref&amp;gt;David Hume &amp;lt;/ref&amp;gt; با عقل‌گرایی مخالف بودند و عقیده داشتند که همۀ تصورات ذهنی از تجربۀ حسی&amp;lt;ref&amp;gt;sense experience &amp;lt;/ref&amp;gt; سرچشمه می‌گیرند. این تقسیم‌بندی سنتی به ایمانوئل کانت&amp;lt;ref&amp;gt;Immanuel Kant &amp;lt;/ref&amp;gt; بازمی‌گردد. دعوی فیلسوفان تجربه‌گرا مبنی بر این که همۀ صورت‌های ذهنی از تجربه ناشی می‌شوند با اعتراض لایب‌نیتس&amp;lt;ref&amp;gt; Leibniz &amp;lt;/ref&amp;gt; مواجه شد؛ او عقیده داشت که ممکن نیست مثلاً مفهومِ ضرورت&amp;lt;ref&amp;gt;necessity &amp;lt;/ref&amp;gt; از تجربه سرچشمه گرفته باشد. صرف‌نظر از این که در تجربه چه حوادثی روی دهد، اعتبار و صحت آن چیزی که ضروری است، موکول به تأیید تجربه نیست. تجربه‌گرایان ذهن آدمی را «لوح ساده&amp;lt;ref&amp;gt;tabula rasa &amp;lt;/ref&amp;gt;»ای می‌انگاشتند که از تجربه‌ها تأثیر می‌پذیرد و در اثر آن‌ها شکل می‌گیرد، در صورتی که عقل‌گرایان ذهن را متمایل به مفهوم‌های معینی تصور می‌کردند: شاید لازم باشد که تجربه موجب برانگیختن آن مفهوم‌ها شود، اما لزومی ندارد که مفهوم‌ها از راه تجربه شناخته شوند. از این لحاظ، عقل‌گرایان مفهوم‌ها را فطری&amp;lt;ref&amp;gt;substance &amp;lt;/ref&amp;gt; می‌دانستند و مثلاً عقیده داشتند که جوهر&amp;lt;ref&amp;gt;innate &amp;lt;/ref&amp;gt; و کیفیت&amp;lt;ref&amp;gt;quality &amp;lt;/ref&amp;gt; مقوله‌هایی‌اند که تجربۀ حسی در آن‌ها سامان می‌یابد، نه این که آن مقوله‌ها در تجربه یافت شوند. در مورد هویت&amp;lt;ref&amp;gt;identity &amp;lt;/ref&amp;gt; نیز همین نکته صدق می‌کند. عقل‌گرایان، به‌رغم داشتن آموزه‌های مشترک، اختلاف‌هایی هم در میان خود دارند، به‌ویژه از حیث گزارش‌هایشان در مورد جوهر و ذهن. دکارت گمان می‌کرد که دو نوع جوهر وجود دارد؛ ذهن و جسم، که هریک می‌تواند جدا از دیگری هستی داشته باشد اما در موجودات انسانی آن دو به‌هم می‌پیوندند. اسپینوزا&amp;lt;ref&amp;gt;Spinoza &amp;lt;/ref&amp;gt; استدلال می‌کرد که امور ذهنی و امور جسمانی دو جنبه از واقعیت واحدی به‌شمار می‌روند و آن واقعیت هم از یک جوهر تشکیل می‌شود که آدمیان و همۀ موجودات زنده وجوهی (یا صورت‌های تغییریافته‌ای) از آن‌اند. به عقیدۀ لایب‌نیتس، اصولاً موناد&amp;lt;ref&amp;gt;monad &amp;lt;/ref&amp;gt;هاي (جوهر فرد) تقسیم‌ناپذیر بی‌نهایت زیادی وجود دارند که همه‌چیز از آن‌ها تشکیل شده است؛ منادها واجد ادراک و پویانی‌اند، اگرچه همۀ آن‌ها کاملاً از آگاهی برخوردار نیستند. همۀ عقل‌گرایان هم‌عقیده‌اند که یک جوهر، هستی مستقل دارد. اسپینوزا آن جوهر را همان خدا معرفی کرد. عقل‌گرایی شناخت‌شناسانه&amp;lt;ref&amp;gt;epistemological rationalism &amp;lt;/ref&amp;gt; را در حوزه‌های دیگر تفحص فلسفی به‌کار برده‌اند. عقل‌گرایی در حوزۀ اخلاق عبارت از این دعوی است که برخی از نخستین مفهوم‌های اخلاقی در فطرت بشر نهفته‌اند و چنین اصول اخلاقی اولیه‌ای برای نیروی عقلانی بدیهی‌اند. عقل‌گرایی در فلسفۀ دین عبارت از این دعوی است که اصول بنیادین دین جنبۀ فطری و بدیهی دارند و ـ همان‌گونه که در مکتب دئیسم&amp;lt;ref&amp;gt;deism&amp;lt;/ref&amp;gt; ادعا می‌شود ـ&amp;amp;nbsp;وحی ضرورتی ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[Category:فلسفه ، منطق و کلام]] [[Category:(فلسفه ، منطق و کلام)اصطلاحات و مفاهیم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
</feed>