<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wikijoo.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%88</id>
	<title>و - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wikijoo.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%88"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D9%88&amp;action=history"/>
	<updated>2026-04-05T21:06:38Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D9%88&amp;diff=1209337&amp;oldid=prev</id>
		<title>DaneshGostar: جایگزینی متن - &#039;\\4&#039; به &#039;&lt;!--4&#039;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D9%88&amp;diff=1209337&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2019-07-24T05:23:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039;\\4&amp;#039; به &amp;#039;&amp;lt;!--4&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
و &amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: 40000100.jpg | بندانگشتی|و]]سی‌امین حرف از الفبای فارسی و حرف بیست‌وهفتم از حروف الفبای عربی (ابتثی) و حرف ششم از الفبای ابجدی که در حساب جمل آن را معادل شش حساب می‌کنند. در ترتیب الفبای فارسی، حرف «و» قبل از «ه‌ » می‌آید، اما در الفبای عربی حرف «ه‌ » قبل از «و». از نظر آوایی، حرف «و» نمایندۀ صامتِ لب و دندانی ـ سایشی «v» است چنان که در «وارد=vâred» و نیز نمایندۀ مصوت «o»، چنان که در «تو (ضمیر)= to» و مصوت «u»، چنان که در «تو (داخل)= tu» و مصوت «o[w]»، چنان که در «دور (اطراف)= do[w]r». نام این حرف «واو= vâv» است. حرف «و» به‌عنوان پسوند اشتقاقی به کلمات متصل می‌شود و صفت نسبی با مفهوم تحقیر و تصغیر می‌سازد، مثلِ کرمو، سبیلو، غرغرو، ترسو، یارو. حرف «و» به‌عنوان حرف ربط هم‌پایگی دو جمله را به هم پیوند می‌دهد، مثلِ «دیگران کاشتند و ما خوردیم». حرف «و» به‌عنوان حرف عطف، دو کلمه یا گروهِ هم‌نقش را در یک جمله به هم پیوند می‌دهد، مثل «قسمت خود می‌خورند، منعم و درویش ـ روزی خود می‌برند پشّه و عنقا». در فارسی نوشتاری معاصر، غالباً اگر بیش از دو کلمه را بخواهیم به هم پیوند بدهیم، فقط دو کلمۀ آخر را با حرف «و» به هم عطف می‌کنیم و کلمات اول و دوم و سوم و... را با ویرگول «،» به هم پیوند می‌دهیم. مثلِ «امروز در شهرهای اردبیل، آستارا، بندر انزلی و نوشهر باران بارید.» حرف «و» به‌عنوان حرف اضافه، به‌معنی «با، دربرابر، همراهِ، معادلِ» در متون فارسی کهن بسیار آمده است، مثلِ «عمر برف است &amp;#039;&amp;#039;و&amp;#039;&amp;#039; آفتابِ تموز ـ اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز» (&amp;#039;&amp;#039;گلستان&amp;#039;&amp;#039; سعدی). «پس زندگی یادکن روز مرگ ـ چنانیم با مرگ چون باد و برگ» (&amp;#039;&amp;#039;شاهنامۀ&amp;#039;&amp;#039; فردوسی). در فارسی کهن، حرف مصوت «و» را به دو صورتِ «مجهول و معروف» تلفظ می‌کرده‌اند که در زبان فارسی معاصر چنین تمایزی وجود ندارد. «و» مجهول واوی بوده است که در تلفّظ اندکی مفهوم بوده است، مثلِ «بور، هور، بو، سبو» و حرف «و» معروف واوی بوده است که در تلفظ مفهوم می‌شده است، مثل «سور، دور، گلو، آسود، پالود، خوب». «&amp;#039;&amp;#039;واو معدوله&amp;#039;&amp;#039;» که بلافاصله بعد از صامت «خ» در کلمات فارسی می‌آید، نوشته می‌شود اما به تلفظ درنمی‌آید. توضیح این که در فارسی دری «خو= xo» واج صامت مستقلی بوده است که رفته‌رفته ازمیان رفته و هنوز در بعضی لهجه‌ها باقی مانده است. شکل مکتوب آن در برخی واژه‌ها از قبیل «خواب، خواندن، خواستن، خواهش، خویش، خوار» باقی‌مانده است. تلفظ واو عطف در پهلوی به‌صورت «او=u» بوده است که در فارسی دری به «o» تغییر یافته، بعداً بر اثر آمیختگی با «واو» عربی دگرگونی‌هایی در آن رخ داده، «وَ» «va» تلفظ می‌شود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;&amp;lt;!--40000100--&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زبان شناسی و ترجمه]]&lt;br /&gt;
[[رده:الفبا و خط]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>DaneshGostar</name></author>
	</entry>
</feed>