منطق: تفاوت میان نسخهها
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:2042149160.jpg|جایگزین=برتراند راسل|بندانگشتی|برتراند راسل]] | [[پرونده:2042149160.jpg|جایگزین=برتراند راسل|بندانگشتی|برتراند راسل]] | ||
<p dir="RTL" style="text-align: justify;">منطق</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">دانشی مشتمل بر مجموعه اصول و قواعدی برای درست اندیشیدن و مصون ماندن از خطای تفکر. دانستن منطق<ref>logic</ref> سنجه و مقیاسی را در اختیار آدمی میگذارد که هنگام اندیشیدن به هرموضوعی قادر به استدلال و استنتاج صحیح باشد. علی بن محمد جرجانی استرآبادی (متکلم و منطقدان شیعی) در تعریف منطق میگوید: "آلة قانونیة تعصم مراعاتها الذهن عن الخطا فی الفکر" یعنی منطق ابزاری است از نوع قاعده و قانون که مراعات کردن و بهکار بردن آن ذهن را از خطای در تفکر نگه میدارد. به طور کلی منطق دو چیز را به انسان میآموزد: 1. راه صحیح تعریف کردن و شناساندن؛ 2. راه درست استدلال کردن برای اثبات یک مسأله.</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">'''حوزههای کارکردی منطق:'''</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">1.تعریف:</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">تعریف در حوزهی مفاهیم (تصورات) و به معنای روش درستِ درک و شناسایی مفاهیم است. شکلهای تعریف یک مفهوم به چهار صورت است: الف. جنس قریب + فصل قریب (حد تام)، مانند حیوان ناطق برای انسان؛ ب. جنس بعید + فصل قریب (حد ناقص)، مانند جسم ناطق برای انسان؛ ج. جنس قریب + عرضی خاص (رسم تام)، مانند حیوان کاتب برای انسان؛ د. جنس بعید + عرضی خاص (رسم ناقص)، مانند جسم کاتب برای انسان.</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">2. استدلال (یا: حجت/ احتجاج):</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">[[استدلال|استدلال]] در حوزهی قضایا (تصدیقات) و به معنای روش درستِ درک و شناسایی قضایا است. در استدلال، موضوعاتی مانند اقسام [[قضیه|قضیه]] (حملی، شرطی)، مواد قضیه و [[صناعات_خمس|صناعات_خمس]] ([[برهان|برهان]]، [[خطابه|خطابه]]، [[جدل|جدل]]، شعر و [[سفسطه|سفسطه]]) مطرحند.</p> <p style="text-align: justify;"> | <p dir="RTL" style="text-align: justify;">منطق</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">دانشی مشتمل بر مجموعه اصول و قواعدی برای درست اندیشیدن و مصون ماندن از خطای تفکر. دانستن منطق<ref>logic</ref> سنجه و مقیاسی را در اختیار آدمی میگذارد که هنگام اندیشیدن به هرموضوعی قادر به استدلال و استنتاج صحیح باشد. علی بن محمد جرجانی استرآبادی (متکلم و منطقدان شیعی) در تعریف منطق میگوید: "آلة قانونیة تعصم مراعاتها الذهن عن الخطا فی الفکر" یعنی منطق ابزاری است از نوع قاعده و قانون که مراعات کردن و بهکار بردن آن ذهن را از خطای در تفکر نگه میدارد. به طور کلی منطق دو چیز را به انسان میآموزد: 1. راه صحیح تعریف کردن و شناساندن؛ 2. راه درست استدلال کردن برای اثبات یک مسأله.</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">'''حوزههای کارکردی منطق:'''</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">1.تعریف:</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">تعریف در حوزهی مفاهیم (تصورات) و به معنای روش درستِ درک و شناسایی مفاهیم است. شکلهای تعریف یک مفهوم به چهار صورت است: الف. جنس قریب + فصل قریب (حد تام)، مانند حیوان ناطق برای انسان؛ ب. جنس بعید + فصل قریب (حد ناقص)، مانند جسم ناطق برای انسان؛ ج. جنس قریب + عرضی خاص (رسم تام)، مانند حیوان کاتب برای انسان؛ د. جنس بعید + عرضی خاص (رسم ناقص)، مانند جسم کاتب برای انسان.</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">2. استدلال (یا: حجت/ احتجاج):</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">[[استدلال|استدلال]] در حوزهی قضایا (تصدیقات) و به معنای روش درستِ درک و شناسایی قضایا است. در استدلال، موضوعاتی مانند اقسام [[قضیه|قضیه]] (حملی، شرطی)، مواد قضیه و [[صناعات_خمس|صناعات_خمس]] ([[برهان|برهان]]، [[خطابه|خطابه]]، [[جدل|جدل]]، شعر و [[سفسطه|سفسطه]]) مطرحند.</p> <p style="text-align: justify;">'''تاریخچه:''' </p> <p style="text-align: justify;">منطق در دورههایی بخشی از فلسفه فرض میشده است و قواعد و قوانینش نخستین بار در یونان باستان و توسط [[ارسطو (۳۸۴ـ ۳۲۲پ م)|ارسطو]] استخراج و تدوین شدند. عنوان منطق را اولین بار، در دورهی فلسفهی میانافلاطونی، شارحان یونانی آثار ارسطو به این فن اطلاق کردند و بعد از [[اسکندر افرودیسی]]<ref>Alexander of Aphrodisias</ref> ، استفاده از این اسم، عمومیت یافت. با شروع عصر «نهضت ترجمه»، متفکران مسلمان، برای منطق ارزش و اعتبار بالایی قائل بودند و گاهی آن را منطق و گاهی میزان مینامیدند. چنانکه در نظر [[فارابی، ابونصر محمد (فاراب ۲۵۷ـ دمشق ۳۳۸ق)|فارابی]]، این علم در راس تمام علوم جای دارد؛ زیرا احکام و قوانین منطقی در تمام علوم و رشتهها جاری و برقرار است. در نظر [[غزالی، ابوحامد محمد (طوس ۴۵۰ـ همان جا ۵۰۵ق)|غزالی]]، منطق برای هرعلمی معیار است. و نزد برخی دیگر از فلاسفه، منطق، هنر اندیشیدن است. در جهان اسلام حکمای بزرگی مانند فارابی و بوعلی سینا نقش بسیاری در تکمیل این علم داشتهاند. بزرگترین کتاب منطق که در میان مسلمانان تدوین شد، ''[[شفاء|شفا]]''ی [[ابن سینا، حسین بن عبدالله (خرمیثن ۳۷۰ـ همدان ۴۲۸)|ابن سینا]]<nowiki/>ست که چندین برابر منطق ارسطوست. بعد از این دوره و به تبع مسلمانان، نوشتههای ارسطو دربارهی منطق، در دوره بیزانسی به صورت مجموعهای یگانه تدوین و به نام ''ارگانون''<ref>Organon</ref> (ارغنون) گردآوری شد. در قرن هجدهم، فیلسوف پرآوازهی آلمانی، [[کانت، ایمانوئل|ایمانوئل کانت]]<ref>Immanuel Kant</ref>، ادعا کرد که منطق دیگر به پایان رسیده است و به چیزی بیشتر از منطق ارسطویی نیاز نیست. با این حال در پایان قرنِ نوزدهم انفجاری در دانش منطق روی داد و حجم انبوهی از مطالعات به آن افزوده شد. این پیشرفتها با کارهایِ ریاضیدان و فیلسوفِ آلمانی [[فرگه، گوتلوب (۱۸۴۸ـ۱۹۲۵)|فرگه]]<ref>Friedrich Ludwig Gottlob Frege</ref> و شاگردِ انگلیسیِ او، [[راسل، برتراند (۱۸۷۲ـ۱۹۷۰)|راسل]]<ref>Bertrand Russell</ref>، آغاز شد. پس از آنها نیاز به کارهایِ دیگری در زمینهیمنطق احساس شد که در آغاز، شگفت یا غیرِ ضروری به نظر میرسید. انواعِ تازهای از منطق (مانند منطق ربط، منطقِ زمان، منطق موجهات و منطقهای چندارزشی) در اثر این احساس که منطق فرگه و راسل برایِ برخی اهداف یا نیازها کافی نیستند، پدید آمدند.</p> <p style="text-align: justify;"></p> <p style="text-align: justify;"><span dir="RTL">منابع:</span></p> | ||
'''تاریخچه:''' | |||
منطق در دورههایی بخشی از فلسفه فرض میشده است و قواعد و قوانینش نخستین بار در یونان باستان و توسط [[ | |||
* | *''درآمدی به منطق جدید'': ضیاء موحد؛ سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ اول: 1368. | ||
*''فلسفهی منطق:'' هاک سوزان، ترجمه سید محمدعلی حجتی؛ کتاب طه، چاپ دوم: 1395. | *''فلسفهی منطق:'' هاک سوزان، ترجمه سید محمدعلی حجتی؛ کتاب طه، چاپ دوم: 1395. | ||
*''منطق صوری'': محمد خوانساری؛ آگاه، چاپ سوم: 1359. | *''منطق صوری'': محمد خوانساری؛ آگاه، چاپ سوم: 1359. | ||
---- | ---- | ||
[[Category:منطق]] | [[Category:منطق]] | ||
[[Category:(فلسفه ، منطق و کلام)اصطلاحات و مفاهیم]] | [[Category:(فلسفه ، منطق و کلام)اصطلاحات و مفاهیم]] | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۷:۲۱

منطق
دانشی مشتمل بر مجموعه اصول و قواعدی برای درست اندیشیدن و مصون ماندن از خطای تفکر. دانستن منطق[۱] سنجه و مقیاسی را در اختیار آدمی میگذارد که هنگام اندیشیدن به هرموضوعی قادر به استدلال و استنتاج صحیح باشد. علی بن محمد جرجانی استرآبادی (متکلم و منطقدان شیعی) در تعریف منطق میگوید: "آلة قانونیة تعصم مراعاتها الذهن عن الخطا فی الفکر" یعنی منطق ابزاری است از نوع قاعده و قانون که مراعات کردن و بهکار بردن آن ذهن را از خطای در تفکر نگه میدارد. به طور کلی منطق دو چیز را به انسان میآموزد: 1. راه صحیح تعریف کردن و شناساندن؛ 2. راه درست استدلال کردن برای اثبات یک مسأله.
حوزههای کارکردی منطق:
1.تعریف:
تعریف در حوزهی مفاهیم (تصورات) و به معنای روش درستِ درک و شناسایی مفاهیم است. شکلهای تعریف یک مفهوم به چهار صورت است: الف. جنس قریب + فصل قریب (حد تام)، مانند حیوان ناطق برای انسان؛ ب. جنس بعید + فصل قریب (حد ناقص)، مانند جسم ناطق برای انسان؛ ج. جنس قریب + عرضی خاص (رسم تام)، مانند حیوان کاتب برای انسان؛ د. جنس بعید + عرضی خاص (رسم ناقص)، مانند جسم کاتب برای انسان.
2. استدلال (یا: حجت/ احتجاج):
استدلال در حوزهی قضایا (تصدیقات) و به معنای روش درستِ درک و شناسایی قضایا است. در استدلال، موضوعاتی مانند اقسام قضیه (حملی، شرطی)، مواد قضیه و صناعات_خمس (برهان، خطابه، جدل، شعر و سفسطه) مطرحند.
تاریخچه:
منطق در دورههایی بخشی از فلسفه فرض میشده است و قواعد و قوانینش نخستین بار در یونان باستان و توسط ارسطو استخراج و تدوین شدند. عنوان منطق را اولین بار، در دورهی فلسفهی میانافلاطونی، شارحان یونانی آثار ارسطو به این فن اطلاق کردند و بعد از اسکندر افرودیسی[۲] ، استفاده از این اسم، عمومیت یافت. با شروع عصر «نهضت ترجمه»، متفکران مسلمان، برای منطق ارزش و اعتبار بالایی قائل بودند و گاهی آن را منطق و گاهی میزان مینامیدند. چنانکه در نظر فارابی، این علم در راس تمام علوم جای دارد؛ زیرا احکام و قوانین منطقی در تمام علوم و رشتهها جاری و برقرار است. در نظر غزالی، منطق برای هرعلمی معیار است. و نزد برخی دیگر از فلاسفه، منطق، هنر اندیشیدن است. در جهان اسلام حکمای بزرگی مانند فارابی و بوعلی سینا نقش بسیاری در تکمیل این علم داشتهاند. بزرگترین کتاب منطق که در میان مسلمانان تدوین شد، شفای ابن سیناست که چندین برابر منطق ارسطوست. بعد از این دوره و به تبع مسلمانان، نوشتههای ارسطو دربارهی منطق، در دوره بیزانسی به صورت مجموعهای یگانه تدوین و به نام ارگانون[۳] (ارغنون) گردآوری شد. در قرن هجدهم، فیلسوف پرآوازهی آلمانی، ایمانوئل کانت[۴]، ادعا کرد که منطق دیگر به پایان رسیده است و به چیزی بیشتر از منطق ارسطویی نیاز نیست. با این حال در پایان قرنِ نوزدهم انفجاری در دانش منطق روی داد و حجم انبوهی از مطالعات به آن افزوده شد. این پیشرفتها با کارهایِ ریاضیدان و فیلسوفِ آلمانی فرگه[۵] و شاگردِ انگلیسیِ او، راسل[۶]، آغاز شد. پس از آنها نیاز به کارهایِ دیگری در زمینهیمنطق احساس شد که در آغاز، شگفت یا غیرِ ضروری به نظر میرسید. انواعِ تازهای از منطق (مانند منطق ربط، منطقِ زمان، منطق موجهات و منطقهای چندارزشی) در اثر این احساس که منطق فرگه و راسل برایِ برخی اهداف یا نیازها کافی نیستند، پدید آمدند.
منابع:
- درآمدی به منطق جدید: ضیاء موحد؛ سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ اول: 1368.
- فلسفهی منطق: هاک سوزان، ترجمه سید محمدعلی حجتی؛ کتاب طه، چاپ دوم: 1395.
- منطق صوری: محمد خوانساری؛ آگاه، چاپ سوم: 1359.