<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wikijoo.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AE_%28%DB%B1%DB%B6%DB%B3%DB%B2%D9%80%DB%B1%DB%B6%DB%B7%DB%B7%29</id>
	<title>اسپینوزا، باروخ (۱۶۳۲ـ۱۶۷۷) - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wikijoo.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AE_%28%DB%B1%DB%B6%DB%B3%DB%B2%D9%80%DB%B1%DB%B6%DB%B7%DB%B7%29"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AE_(%DB%B1%DB%B6%DB%B3%DB%B2%D9%80%DB%B1%DB%B6%DB%B7%DB%B7)&amp;action=history"/>
	<updated>2026-04-26T10:41:03Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AE_(%DB%B1%DB%B6%DB%B3%DB%B2%D9%80%DB%B1%DB%B6%DB%B7%DB%B7)&amp;diff=2010229783&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mohammadi3 در ‏۲۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۳۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AE_(%DB%B1%DB%B6%DB%B3%DB%B2%D9%80%DB%B1%DB%B6%DB%B7%DB%B7)&amp;diff=2010229783&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-04-23T22:30:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۳۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l29&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;}}[[File:11239000.jpg|thumb|اِسْپينوزا، باروخ]]فیلسوف هلندی. در [[آمستردام]] در خانواده‌ای یهودی که از [[اسپانیا]] به [[هلند]] تبعید شده بود، به‌دنیا آمد. در مدارس یهودی درس خواند اما آشنایی با اندیشه‌های [[دکارت، رنه (۱۵۹۶ـ۱۶۵۰)|دکارت]]، روحیه مؤمنانۀ او را متزلزل کرد و در ۱۶۵۶ به‌عنوان بدعت‌گذار از کنیسۀ یهودیان و حتی مدتی کوتاه از آمستردام اخراج شد، اما دوباره به این شهر بازگشت و با ساختن عدسی و تدریس روزگار می‌گذراند. در این هنگام، نخستین اثر خویش را با نام &amp;#039;&amp;#039;رساله‌ای کوتاه دربارۀ خدا، انسان و سعادت او&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;Short Treatise on God, Man, and His Well Being&amp;#039;&amp;#039;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;}}[[File:11239000.jpg|thumb|اِسْپينوزا، باروخ]]فیلسوف هلندی. در [[آمستردام]] در خانواده‌ای یهودی که از [[اسپانیا]] به [[هلند]] تبعید شده بود، به‌دنیا آمد. در مدارس یهودی درس خواند اما آشنایی با اندیشه‌های [[دکارت، رنه (۱۵۹۶ـ۱۶۵۰)|دکارت]]، روحیه مؤمنانۀ او را متزلزل کرد و در ۱۶۵۶ به‌عنوان بدعت‌گذار از کنیسۀ یهودیان و حتی مدتی کوتاه از آمستردام اخراج شد، اما دوباره به این شهر بازگشت و با ساختن عدسی و تدریس روزگار می‌گذراند. در این هنگام، نخستین اثر خویش را با نام &amp;#039;&amp;#039;رساله‌ای کوتاه دربارۀ خدا، انسان و سعادت او&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;Short Treatise on God, Man, and His Well Being&amp;#039;&amp;#039;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;/ref&amp;gt; منتشر کرد و در ۱۶۶۳ &amp;#039;&amp;#039;اصول فلسفۀ دکارت&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;The Principles of Descarte’s Philosophy&amp;#039;&amp;#039;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;/ref&amp;gt; منتشر کرد و در ۱۶۶۳ &amp;#039;&amp;#039;اصول فلسفۀ دکارت&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;The Principles of Descarte’s Philosophy&amp;#039;&amp;#039;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;/ref&amp;gt; را به‌چاپ رساند. اسپینوزا در این زمان در ووربورگ&amp;lt;ref&amp;gt; Voorburg &amp;lt;/ref&amp;gt; زندگی می‌کرد و با [[دویت، یان (۱۶۲۵ـ۱۶۷۲)|یان دِ ویت]]&amp;lt;ref&amp;gt;Jan de Witt &amp;lt;/ref&amp;gt;، مخالف اصلی [[اورانژ، خاندان|خاندان اورانژ]]&amp;lt;ref&amp;gt;House of Orange &amp;lt;/ref&amp;gt;، آشنا شد. این آشنایی به نگارش &#039;&#039;رسالۀ الهیاتی ـ سیاسی&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Tractatus Theologico-Politicus&#039;&#039; &amp;lt;/ref&amp;gt; (۱۶۷۰) انجامید که در آن بنا را بر شالودۀ کشوری دموکراتیک و لائیک می‌گذاشت. دفاع او از صلح و رواداری به ممنوعیت کتاب توسط کلیسای اصلاح در ۱۶۷۳ منتهی شد. پس از آن اسپینوزا به [[لاهه]] رفت و در تنگ‌دستی به نگارش &#039;&#039;اخلاق&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Ethics&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt; پرداخت. آخرین اثر او &#039;&#039;رساله در بهبود عقل&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Tractatus de Intellectus Emendatione&#039;&#039; &amp;lt;/ref&amp;gt; (۱۶۷۷) بود. اسپینوزا انسانی با فضیلت، شجاع و صادق بود که ساده‌زیستن و نوشتن را بر تصدی بسیاری مناصب که به او پیشنهاد می‌شد، ترجیح می‌داد. اسپینوزا &#039;&#039;در رساله در بهبود عقل&#039;&#039; روش هندسی خویش در پژوهش فلسفی را عرضه کرد. او با حرکت از ایدۀ کامل‌ترین موجود کوشید همۀ ایده‌ها و اعمال انسانی را از آن استنتاج کند. در &#039;&#039;اخلاق&#039;&#039; نیز همین روش به‌کار رفته است. هر جزء از کتاب از تعاریف، اصول اولیه، قضایا و سپس اثبات آن‌ها تشکیل شده است. پنج‌بخش کتاب عبارت‌اند از خدا، طبیعت و منشأ روح، طبیعت و منشاء احساسات، بندگی انسان یا نیروی احساسات، و نیروی عقل یا آزادی انسان. اصل مابعدا‌لطبیعی اسپینوزا این است که هیچ جوهری جز خدا در طبیعت وجود ندارد و خدا حالِّ در طبیعت است و همۀ چیزهای دیگر صفات یا حالات اویند. از خدا، که همان طبیعت است، همۀ چیزها، تعیّن‌های وجود، به‌ضرورت ناشی می‌شود. همۀ رویدادهای طبیعت تابع جبری دقیق و مطلق‌اند. علتی غایی در طبیعت وجود ندارد و اختیار، توهمی بیش نیست و شر هم امری عدمی است. میان چیزها که صفتشان امتداد است و تصورات یا ایده‌ها که صفتشان اندیشه است، تضایف و مطابقت کامل وجود دارد و خطا ناشی از مطابقت‌ناپذیری تصورات است. امتداد و اندیشه، همچون بدن و ذهن، رابطه‌ای علّی با هم ندارند بلکه جلوه‌های موازی و دو وجه جوهری واحد یعنی خدا هستند. اسپینوزا برای شناخت، سه مرتبه قائل است. شناخت حسی مبهم که شاخص آن رفتار از روی احساسات، خرافات و تعصب است؛ شناخت عقلی به کمک استدلال و استنتاج که بر عواطف غلبه می‌کند و تصورات روشن و متمایز به‌بار می‌آورد؛ شناخت شهودی که هر چیز و هر رویداد را ناشی‌ از طبیعت الهی، یعنی ضرورت طبیعی، می‌بیند. از این‌رو هر چیز را، هم جداجدا و هم در پیوندش با تمامیت عالم، مشاهده می‌کند و حاصل آن رهایی از ترس و دستیابی به برترین خرسندی و شادمانی است. اسپینوزا در &#039;&#039;رسالۀ سیاسی&#039;&#039; (۱۶۷۷ـ۱۶۷۵)، کار ناتمام خویش، &#039;&#039;شالودۀ حکومت&#039;&#039;، را تحلیل می‌کند و غایت جامعۀ مدنی را صلح و امنیت می‌داند. او با بررسی شرایط حفظ حکومت‌های پادشاهی، اشرافی و دموکراسی، حکومت دموکراسی را بهترین حکومت می‌شمارد زیرا از همۀ حکومت‌ها «طبیعی‌تر» و «عقلانی‌تر» است. کار حکومت نه مهار‌کردن عقل بلکه فراهم کردن شرایط شکوفایی آن است. دموکراسی مشروطه باید جایگاه عقل و آزادی اندیشه در چارچوب قانون باشد. نظام فلسفی و روش اسپینوزا با ظهور امپیریسم و آرمان‌های روشنگری و حملۀ هیوم و کانت به برهان وجودی مدت‌ها در محاق فرو رفت، اما ایدئالیست‌های آلمانی، به‌ویژه [[هگل، &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;گیورگ &lt;/del&gt;ویلهلم فریدریش &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;(۱۷۷۰ـ۱۸۳۱)&lt;/del&gt;|هگل]]، با کشف مجدد آن و افزودن عنصر زمان یا ظرفیت خود تحقق بخشی&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;self-realising capacity&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt; به آن، از مفهوم خدای اسپینوزا که ماهیتش جامع امتداد و اندیشه است، بسیار بهره‌ بردند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;/ref&amp;gt; را به‌چاپ رساند. اسپینوزا در این زمان در ووربورگ&amp;lt;ref&amp;gt; Voorburg &amp;lt;/ref&amp;gt; زندگی می‌کرد و با [[دویت، یان (۱۶۲۵ـ۱۶۷۲)|یان دِ ویت]]&amp;lt;ref&amp;gt;Jan de Witt &amp;lt;/ref&amp;gt;، مخالف اصلی [[اورانژ، خاندان|خاندان اورانژ]]&amp;lt;ref&amp;gt;House of Orange &amp;lt;/ref&amp;gt;، آشنا شد. این آشنایی به نگارش &#039;&#039;رسالۀ الهیاتی ـ سیاسی&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Tractatus Theologico-Politicus&#039;&#039; &amp;lt;/ref&amp;gt; (۱۶۷۰) انجامید که در آن بنا را بر شالودۀ کشوری دموکراتیک و لائیک می‌گذاشت. دفاع او از صلح و رواداری به ممنوعیت کتاب توسط کلیسای اصلاح در ۱۶۷۳ منتهی شد. پس از آن اسپینوزا به [[لاهه]] رفت و در تنگ‌دستی به نگارش &#039;&#039;اخلاق&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Ethics&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt; پرداخت. آخرین اثر او &#039;&#039;رساله در بهبود عقل&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Tractatus de Intellectus Emendatione&#039;&#039; &amp;lt;/ref&amp;gt; (۱۶۷۷) بود. اسپینوزا انسانی با فضیلت، شجاع و صادق بود که ساده‌زیستن و نوشتن را بر تصدی بسیاری مناصب که به او پیشنهاد می‌شد، ترجیح می‌داد. اسپینوزا &#039;&#039;در رساله در بهبود عقل&#039;&#039; روش هندسی خویش در پژوهش فلسفی را عرضه کرد. او با حرکت از ایدۀ کامل‌ترین موجود کوشید همۀ ایده‌ها و اعمال انسانی را از آن استنتاج کند. در &#039;&#039;اخلاق&#039;&#039; نیز همین روش به‌کار رفته است. هر جزء از کتاب از تعاریف، اصول اولیه، قضایا و سپس اثبات آن‌ها تشکیل شده است. پنج‌بخش کتاب عبارت‌اند از خدا، طبیعت و منشأ روح، طبیعت و منشاء احساسات، بندگی انسان یا نیروی احساسات، و نیروی عقل یا آزادی انسان. اصل مابعدا‌لطبیعی اسپینوزا این است که هیچ جوهری جز خدا در طبیعت وجود ندارد و خدا حالِّ در طبیعت است و همۀ چیزهای دیگر صفات یا حالات اویند. از خدا، که همان طبیعت است، همۀ چیزها، تعیّن‌های وجود، به‌ضرورت ناشی می‌شود. همۀ رویدادهای طبیعت تابع جبری دقیق و مطلق‌اند. علتی غایی در طبیعت وجود ندارد و اختیار، توهمی بیش نیست و شر هم امری عدمی است. میان چیزها که صفتشان امتداد است و تصورات یا ایده‌ها که صفتشان اندیشه است، تضایف و مطابقت کامل وجود دارد و خطا ناشی از مطابقت‌ناپذیری تصورات است. امتداد و اندیشه، همچون بدن و ذهن، رابطه‌ای علّی با هم ندارند بلکه جلوه‌های موازی و دو وجه جوهری واحد یعنی خدا هستند. اسپینوزا برای شناخت، سه مرتبه قائل است. شناخت حسی مبهم که شاخص آن رفتار از روی احساسات، خرافات و تعصب است؛ شناخت عقلی به کمک استدلال و استنتاج که بر عواطف غلبه می‌کند و تصورات روشن و متمایز به‌بار می‌آورد؛ شناخت شهودی که هر چیز و هر رویداد را ناشی‌ از طبیعت الهی، یعنی ضرورت طبیعی، می‌بیند. از این‌رو هر چیز را، هم جداجدا و هم در پیوندش با تمامیت عالم، مشاهده می‌کند و حاصل آن رهایی از ترس و دستیابی به برترین خرسندی و شادمانی است. اسپینوزا در &#039;&#039;رسالۀ سیاسی&#039;&#039; (۱۶۷۷ـ۱۶۷۵)، کار ناتمام خویش، &#039;&#039;شالودۀ حکومت&#039;&#039;، را تحلیل می‌کند و غایت جامعۀ مدنی را صلح و امنیت می‌داند. او با بررسی شرایط حفظ حکومت‌های پادشاهی، اشرافی و دموکراسی، حکومت دموکراسی را بهترین حکومت می‌شمارد زیرا از همۀ حکومت‌ها «طبیعی‌تر» و «عقلانی‌تر» است. کار حکومت نه مهار‌کردن عقل بلکه فراهم کردن شرایط شکوفایی آن است. دموکراسی مشروطه باید جایگاه عقل و آزادی اندیشه در چارچوب قانون باشد. نظام فلسفی و روش اسپینوزا با ظهور امپیریسم و آرمان‌های روشنگری و حملۀ هیوم و کانت به برهان وجودی مدت‌ها در محاق فرو رفت، اما ایدئالیست‌های آلمانی، به‌ویژه [[هگل، &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;گئورگ &lt;/ins&gt;ویلهلم فریدریش|هگل]]، با کشف مجدد آن و افزودن عنصر زمان یا ظرفیت خود تحقق بخشی&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;self-realising capacity&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt; به آن، از مفهوم خدای اسپینوزا که ماهیتش جامع امتداد و اندیشه است، بسیار بهره‌ بردند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Mohammadi3</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AE_(%DB%B1%DB%B6%DB%B3%DB%B2%D9%80%DB%B1%DB%B6%DB%B7%DB%B7)&amp;diff=2010135488&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mohammadi2 در ‏۲۵ آوریل ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۰۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AE_(%DB%B1%DB%B6%DB%B3%DB%B2%D9%80%DB%B1%DB%B6%DB%B7%DB%B7)&amp;diff=2010135488&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-04-25T11:02:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۵ آوریل ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۰۲&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l7&quot;&gt;خط ۷:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۷:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|نام مستعار=&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|نام مستعار=&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|لقب=&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|لقب=&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|زادروز=۱۶۳۲م&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|زادروز=&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;آمستردام &lt;/ins&gt;۱۶۳۲م&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|تاریخ مرگ=۱۶۷۷م&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|تاریخ مرگ=۱۶۷۷م&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|دوره زندگی=&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|دوره زندگی=&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l19&quot;&gt;خط ۱۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۱۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|سمت =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|سمت =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|جوایز و افتخارات =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|جوایز و افتخارات =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|آثار =رساله در بهبود عقل&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|آثار =&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;رساله دربارۀ خدا، انسان و سعادت؛ اصول فلسفۀ دکارت (۱۶۶۳)؛ رسالۀ الهیاتی ـ سیاسی (۱۶۷۰)؛ &lt;/ins&gt;رساله در بهبود عقل &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;(۱۶۷۷)&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|خویشاوندان سرشناس =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|خویشاوندان سرشناس =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|گروه مقاله =فلسفه، منطق و کلام&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|گروه مقاله =فلسفه، منطق و کلام&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l27&quot;&gt;خط ۲۷:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۲۷:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|پست تخصصی =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|پست تخصصی =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|باشگاه =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|باشگاه =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;}}[[File:11239000.jpg|thumb|اِسْپينوزا، باروخ]]فیلسوف هلندی. در آمستردام در خانواده‌ای یهودی که از اسپانیا به هلند تبعید شده بود، به‌دنیا آمد. در مدارس یهودی درس خواند اما آشنایی با اندیشه‌های دکارت، روحیه مؤمنانۀ او را متزلزل کرد و در ۱۶۵۶ به‌عنوان بدعت‌گذار از کنیسۀ یهودیان و حتی مدتی کوتاه از آمستردام اخراج شد، اما دوباره به این شهر بازگشت و با ساختن عدسی و تدریس روزگار می‌گذراند. در این هنگام، نخستین اثر خویش را با نام &#039;&#039;رساله‌ای کوتاه دربارۀ خدا، انسان و سعادت او&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Short Treatise on God, Man, and His Well Being&#039;&#039;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;}}[[File:11239000.jpg|thumb|اِسْپينوزا، باروخ]]فیلسوف هلندی. در &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;آمستردام&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;در خانواده‌ای یهودی که از &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;اسپانیا&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;به &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;هلند&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;تبعید شده بود، به‌دنیا آمد. در مدارس یهودی درس خواند اما آشنایی با اندیشه‌های &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;دکارت، &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;رنه (۱۵۹۶ـ۱۶۵۰)|دکارت]]، &lt;/ins&gt;روحیه مؤمنانۀ او را متزلزل کرد و در ۱۶۵۶ به‌عنوان بدعت‌گذار از کنیسۀ یهودیان و حتی مدتی کوتاه از آمستردام اخراج شد، اما دوباره به این شهر بازگشت و با ساختن عدسی و تدریس روزگار می‌گذراند. در این هنگام، نخستین اثر خویش را با نام &#039;&#039;رساله‌ای کوتاه دربارۀ خدا، انسان و سعادت او&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Short Treatise on God, Man, and His Well Being&#039;&#039;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;/ref&amp;gt; منتشر کرد و در ۱۶۶۳ &amp;#039;&amp;#039;اصول فلسفۀ دکارت&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;The Principles of Descarte’s Philosophy&amp;#039;&amp;#039;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;/ref&amp;gt; منتشر کرد و در ۱۶۶۳ &amp;#039;&amp;#039;اصول فلسفۀ دکارت&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;The Principles of Descarte’s Philosophy&amp;#039;&amp;#039;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;/ref&amp;gt; را به‌چاپ رساند. اسپینوزا در این زمان در ووربورگ&amp;lt;ref&amp;gt; Voorburg &amp;lt;/ref&amp;gt; زندگی می‌کرد و با یان دِ ویت&amp;lt;ref&amp;gt;Jan de Witt &amp;lt;/ref&amp;gt;، مخالف اصلی خاندان اورانژ&amp;lt;ref&amp;gt;House of Orange &amp;lt;/ref&amp;gt;، آشنا شد. این آشنایی به نگارش &#039;&#039;رسالۀ الهیاتی ـ سیاسی&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Tractatus Theologico-Politicus&#039;&#039; &amp;lt;/ref&amp;gt; (۱۶۷۰) انجامید که در آن بنا را بر شالودۀ کشوری دموکراتیک و لائیک می‌گذاشت. دفاع او از صلح و رواداری به ممنوعیت کتاب توسط کلیسای اصلاح در ۱۶۷۳ منتهی شد. پس از آن اسپینوزا به لاهه رفت و در تنگ‌دستی به نگارش &#039;&#039;اخلاق&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Ethics&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt; پرداخت. آخرین اثر او &#039;&#039;رساله در بهبود عقل&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Tractatus de Intellectus Emendatione&#039;&#039; &amp;lt;/ref&amp;gt; (۱۶۷۷) بود. اسپینوزا انسانی با فضیلت، شجاع و صادق بود که ساده‌زیستن و نوشتن را بر تصدی بسیاری مناصب که به او پیشنهاد می‌شد، ترجیح می‌داد. اسپینوزا &#039;&#039;در رساله در بهبود عقل&#039;&#039; روش هندسی خویش در پژوهش فلسفی را عرضه کرد. او با حرکت از ایدۀ کامل‌ترین موجود کوشید همۀ ایده‌ها و اعمال انسانی را از آن استنتاج کند. در &#039;&#039;اخلاق&#039;&#039; نیز همین روش به‌کار رفته است. هر جزء از کتاب از تعاریف، اصول اولیه، قضایا و سپس اثبات آن‌ها تشکیل شده است. پنج‌بخش کتاب عبارت‌اند از خدا، طبیعت و منشأ روح، طبیعت و منشاء احساسات، بندگی انسان یا نیروی احساسات، و نیروی عقل یا آزادی انسان. اصل مابعدا‌لطبیعی اسپینوزا این است که هیچ جوهری جز خدا در طبیعت وجود ندارد و خدا حالِّ در طبیعت است و همۀ چیزهای دیگر صفات یا حالات اویند. از خدا، که همان طبیعت است، همۀ چیزها، تعیّن‌های وجود، به‌ضرورت ناشی می‌شود. همۀ رویدادهای طبیعت تابع جبری دقیق و مطلق‌اند. علتی غایی در طبیعت وجود ندارد و اختیار، توهمی بیش نیست و شر هم امری عدمی است. میان چیزها که صفتشان امتداد است و تصورات یا ایده‌ها که صفتشان اندیشه است، تضایف و مطابقت کامل وجود دارد و خطا ناشی از مطابقت‌ناپذیری تصورات است. امتداد و اندیشه، همچون بدن و ذهن، رابطه‌ای علّی با هم ندارند بلکه جلوه‌های موازی و دو وجه جوهری واحد یعنی خدا هستند. اسپینوزا برای شناخت، سه مرتبه قائل است. شناخت حسی مبهم که شاخص آن رفتار از روی احساسات، خرافات و تعصب است؛ شناخت عقلی به کمک استدلال و استنتاج که بر عواطف غلبه می‌کند و تصورات روشن و متمایز به‌بار می‌آورد؛ شناخت شهودی که هر چیز و هر رویداد را ناشی‌ از طبیعت الهی، یعنی ضرورت طبیعی، می‌بیند. از این‌رو هر چیز را، هم جداجدا و هم در پیوندش با تمامیت عالم، مشاهده می‌کند و حاصل آن رهایی از ترس و دستیابی به برترین خرسندی و شادمانی است. اسپینوزا در &#039;&#039;رسالۀ سیاسی&#039;&#039; (۱۶۷۷ـ۱۶۷۵)، کار ناتمام خویش، &#039;&#039;شالودۀ حکومت&#039;&#039;، را تحلیل می‌کند و غایت جامعۀ مدنی را صلح و امنیت می‌داند. او با بررسی شرایط حفظ حکومت‌های پادشاهی، اشرافی و دموکراسی، حکومت دموکراسی را بهترین حکومت می‌شمارد زیرا از همۀ حکومت‌ها «طبیعی‌تر» و «عقلانی‌تر» است. کار حکومت نه مهار‌کردن عقل بلکه فراهم کردن شرایط شکوفایی آن است. دموکراسی مشروطه باید جایگاه عقل و آزادی اندیشه در چارچوب قانون باشد. نظام فلسفی و روش اسپینوزا با ظهور امپیریسم و آرمان‌های روشنگری و حملۀ هیوم و کانت به برهان وجودی مدت‌ها در محاق فرو رفت، اما ایدئالیست‌های آلمانی، به‌ویژه هگل، با کشف مجدد آن و افزودن عنصر زمان یا ظرفیت خود تحقق بخشی&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;self-realising capacity&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt; به آن، از مفهوم خدای اسپینوزا که ماهیتش جامع امتداد و اندیشه است، بسیار بهره‌ بردند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;/ref&amp;gt; را به‌چاپ رساند. اسپینوزا در این زمان در ووربورگ&amp;lt;ref&amp;gt; Voorburg &amp;lt;/ref&amp;gt; زندگی می‌کرد و با &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[دویت، یان (۱۶۲۵ـ۱۶۷۲)|&lt;/ins&gt;یان دِ ویت&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]]&lt;/ins&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;Jan de Witt &amp;lt;/ref&amp;gt;، مخالف اصلی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[اورانژ، خاندان|&lt;/ins&gt;خاندان اورانژ&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]]&lt;/ins&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;House of Orange &amp;lt;/ref&amp;gt;، آشنا شد. این آشنایی به نگارش &#039;&#039;رسالۀ الهیاتی ـ سیاسی&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Tractatus Theologico-Politicus&#039;&#039; &amp;lt;/ref&amp;gt; (۱۶۷۰) انجامید که در آن بنا را بر شالودۀ کشوری دموکراتیک و لائیک می‌گذاشت. دفاع او از صلح و رواداری به ممنوعیت کتاب توسط کلیسای اصلاح در ۱۶۷۳ منتهی شد. پس از آن اسپینوزا به &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;لاهه&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;رفت و در تنگ‌دستی به نگارش &#039;&#039;اخلاق&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Ethics&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt; پرداخت. آخرین اثر او &#039;&#039;رساله در بهبود عقل&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;Tractatus de Intellectus Emendatione&#039;&#039; &amp;lt;/ref&amp;gt; (۱۶۷۷) بود. اسپینوزا انسانی با فضیلت، شجاع و صادق بود که ساده‌زیستن و نوشتن را بر تصدی بسیاری مناصب که به او پیشنهاد می‌شد، ترجیح می‌داد. اسپینوزا &#039;&#039;در رساله در بهبود عقل&#039;&#039; روش هندسی خویش در پژوهش فلسفی را عرضه کرد. او با حرکت از ایدۀ کامل‌ترین موجود کوشید همۀ ایده‌ها و اعمال انسانی را از آن استنتاج کند. در &#039;&#039;اخلاق&#039;&#039; نیز همین روش به‌کار رفته است. هر جزء از کتاب از تعاریف، اصول اولیه، قضایا و سپس اثبات آن‌ها تشکیل شده است. پنج‌بخش کتاب عبارت‌اند از خدا، طبیعت و منشأ روح، طبیعت و منشاء احساسات، بندگی انسان یا نیروی احساسات، و نیروی عقل یا آزادی انسان. اصل مابعدا‌لطبیعی اسپینوزا این است که هیچ جوهری جز خدا در طبیعت وجود ندارد و خدا حالِّ در طبیعت است و همۀ چیزهای دیگر صفات یا حالات اویند. از خدا، که همان طبیعت است، همۀ چیزها، تعیّن‌های وجود، به‌ضرورت ناشی می‌شود. همۀ رویدادهای طبیعت تابع جبری دقیق و مطلق‌اند. علتی غایی در طبیعت وجود ندارد و اختیار، توهمی بیش نیست و شر هم امری عدمی است. میان چیزها که صفتشان امتداد است و تصورات یا ایده‌ها که صفتشان اندیشه است، تضایف و مطابقت کامل وجود دارد و خطا ناشی از مطابقت‌ناپذیری تصورات است. امتداد و اندیشه، همچون بدن و ذهن، رابطه‌ای علّی با هم ندارند بلکه جلوه‌های موازی و دو وجه جوهری واحد یعنی خدا هستند. اسپینوزا برای شناخت، سه مرتبه قائل است. شناخت حسی مبهم که شاخص آن رفتار از روی احساسات، خرافات و تعصب است؛ شناخت عقلی به کمک استدلال و استنتاج که بر عواطف غلبه می‌کند و تصورات روشن و متمایز به‌بار می‌آورد؛ شناخت شهودی که هر چیز و هر رویداد را ناشی‌ از طبیعت الهی، یعنی ضرورت طبیعی، می‌بیند. از این‌رو هر چیز را، هم جداجدا و هم در پیوندش با تمامیت عالم، مشاهده می‌کند و حاصل آن رهایی از ترس و دستیابی به برترین خرسندی و شادمانی است. اسپینوزا در &#039;&#039;رسالۀ سیاسی&#039;&#039; (۱۶۷۷ـ۱۶۷۵)، کار ناتمام خویش، &#039;&#039;شالودۀ حکومت&#039;&#039;، را تحلیل می‌کند و غایت جامعۀ مدنی را صلح و امنیت می‌داند. او با بررسی شرایط حفظ حکومت‌های پادشاهی، اشرافی و دموکراسی، حکومت دموکراسی را بهترین حکومت می‌شمارد زیرا از همۀ حکومت‌ها «طبیعی‌تر» و «عقلانی‌تر» است. کار حکومت نه مهار‌کردن عقل بلکه فراهم کردن شرایط شکوفایی آن است. دموکراسی مشروطه باید جایگاه عقل و آزادی اندیشه در چارچوب قانون باشد. نظام فلسفی و روش اسپینوزا با ظهور امپیریسم و آرمان‌های روشنگری و حملۀ هیوم و کانت به برهان وجودی مدت‌ها در محاق فرو رفت، اما ایدئالیست‌های آلمانی، به‌ویژه &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;هگل، &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;گیورگ ویلهلم فریدریش (۱۷۷۰ـ۱۸۳۱)|هگل]]، &lt;/ins&gt;با کشف مجدد آن و افزودن عنصر زمان یا ظرفیت خود تحقق بخشی&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;self-realising capacity&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt; به آن، از مفهوم خدای اسپینوزا که ماهیتش جامع امتداد و اندیشه است، بسیار بهره‌ بردند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Mohammadi2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AE_(%DB%B1%DB%B6%DB%B3%DB%B2%D9%80%DB%B1%DB%B6%DB%B7%DB%B7)&amp;diff=2010119639&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mohammadi2 در ‏۷ سپتامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۹:۲۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AE_(%DB%B1%DB%B6%DB%B3%DB%B2%D9%80%DB%B1%DB%B6%DB%B7%DB%B7)&amp;diff=2010119639&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2021-09-07T19:27:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
اِسْپینوزا، باروخ (۱۶۳۲ـ۱۶۷۷)(Spinoza, Baruch)&amp;lt;br /&amp;gt; {{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
|عنوان =باروخ اسپینوزا &lt;br /&gt;
|نام =Baruch Spinoza&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|نام اصلی=&lt;br /&gt;
|نام مستعار=&lt;br /&gt;
|لقب=&lt;br /&gt;
|زادروز=۱۶۳۲م&lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ=۱۶۷۷م&lt;br /&gt;
|دوره زندگی=&lt;br /&gt;
|ملیت=هلندی&lt;br /&gt;
|محل زندگی=&lt;br /&gt;
|تحصیلات و محل تحصیل=&lt;br /&gt;
| شغل و تخصص اصلی =فیلسوف&lt;br /&gt;
|شغل و تخصص های دیگر=&lt;br /&gt;
|سبک =&lt;br /&gt;
|مکتب =&lt;br /&gt;
|سمت =&lt;br /&gt;
|جوایز و افتخارات =&lt;br /&gt;
|آثار =رساله در بهبود عقل&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
|گروه مقاله =فلسفه، منطق و کلام&lt;br /&gt;
|دوره =&lt;br /&gt;
|فعالیت های مهم =&lt;br /&gt;
|رشته =&lt;br /&gt;
|پست تخصصی =&lt;br /&gt;
|باشگاه =&lt;br /&gt;
}}[[File:11239000.jpg|thumb|اِسْپينوزا، باروخ]]فیلسوف هلندی. در آمستردام در خانواده‌ای یهودی که از اسپانیا به هلند تبعید شده بود، به‌دنیا آمد. در مدارس یهودی درس خواند اما آشنایی با اندیشه‌های دکارت، روحیه مؤمنانۀ او را متزلزل کرد و در ۱۶۵۶ به‌عنوان بدعت‌گذار از کنیسۀ یهودیان و حتی مدتی کوتاه از آمستردام اخراج شد، اما دوباره به این شهر بازگشت و با ساختن عدسی و تدریس روزگار می‌گذراند. در این هنگام، نخستین اثر خویش را با نام &amp;#039;&amp;#039;رساله‌ای کوتاه دربارۀ خدا، انسان و سعادت او&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;Short Treatise on God, Man, and His Well Being&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; منتشر کرد و در ۱۶۶۳ &amp;#039;&amp;#039;اصول فلسفۀ دکارت&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;The Principles of Descarte’s Philosophy&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; را به‌چاپ رساند. اسپینوزا در این زمان در ووربورگ&amp;lt;ref&amp;gt; Voorburg &amp;lt;/ref&amp;gt; زندگی می‌کرد و با یان دِ ویت&amp;lt;ref&amp;gt;Jan de Witt &amp;lt;/ref&amp;gt;، مخالف اصلی خاندان اورانژ&amp;lt;ref&amp;gt;House of Orange &amp;lt;/ref&amp;gt;، آشنا شد. این آشنایی به نگارش &amp;#039;&amp;#039;رسالۀ الهیاتی ـ سیاسی&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;Tractatus Theologico-Politicus&amp;#039;&amp;#039; &amp;lt;/ref&amp;gt; (۱۶۷۰) انجامید که در آن بنا را بر شالودۀ کشوری دموکراتیک و لائیک می‌گذاشت. دفاع او از صلح و رواداری به ممنوعیت کتاب توسط کلیسای اصلاح در ۱۶۷۳ منتهی شد. پس از آن اسپینوزا به لاهه رفت و در تنگ‌دستی به نگارش &amp;#039;&amp;#039;اخلاق&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;Ethics&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;/ref&amp;gt; پرداخت. آخرین اثر او &amp;#039;&amp;#039;رساله در بهبود عقل&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;Tractatus de Intellectus Emendatione&amp;#039;&amp;#039; &amp;lt;/ref&amp;gt; (۱۶۷۷) بود. اسپینوزا انسانی با فضیلت، شجاع و صادق بود که ساده‌زیستن و نوشتن را بر تصدی بسیاری مناصب که به او پیشنهاد می‌شد، ترجیح می‌داد. اسپینوزا &amp;#039;&amp;#039;در رساله در بهبود عقل&amp;#039;&amp;#039; روش هندسی خویش در پژوهش فلسفی را عرضه کرد. او با حرکت از ایدۀ کامل‌ترین موجود کوشید همۀ ایده‌ها و اعمال انسانی را از آن استنتاج کند. در &amp;#039;&amp;#039;اخلاق&amp;#039;&amp;#039; نیز همین روش به‌کار رفته است. هر جزء از کتاب از تعاریف، اصول اولیه، قضایا و سپس اثبات آن‌ها تشکیل شده است. پنج‌بخش کتاب عبارت‌اند از خدا، طبیعت و منشأ روح، طبیعت و منشاء احساسات، بندگی انسان یا نیروی احساسات، و نیروی عقل یا آزادی انسان. اصل مابعدا‌لطبیعی اسپینوزا این است که هیچ جوهری جز خدا در طبیعت وجود ندارد و خدا حالِّ در طبیعت است و همۀ چیزهای دیگر صفات یا حالات اویند. از خدا، که همان طبیعت است، همۀ چیزها، تعیّن‌های وجود، به‌ضرورت ناشی می‌شود. همۀ رویدادهای طبیعت تابع جبری دقیق و مطلق‌اند. علتی غایی در طبیعت وجود ندارد و اختیار، توهمی بیش نیست و شر هم امری عدمی است. میان چیزها که صفتشان امتداد است و تصورات یا ایده‌ها که صفتشان اندیشه است، تضایف و مطابقت کامل وجود دارد و خطا ناشی از مطابقت‌ناپذیری تصورات است. امتداد و اندیشه، همچون بدن و ذهن، رابطه‌ای علّی با هم ندارند بلکه جلوه‌های موازی و دو وجه جوهری واحد یعنی خدا هستند. اسپینوزا برای شناخت، سه مرتبه قائل است. شناخت حسی مبهم که شاخص آن رفتار از روی احساسات، خرافات و تعصب است؛ شناخت عقلی به کمک استدلال و استنتاج که بر عواطف غلبه می‌کند و تصورات روشن و متمایز به‌بار می‌آورد؛ شناخت شهودی که هر چیز و هر رویداد را ناشی‌ از طبیعت الهی، یعنی ضرورت طبیعی، می‌بیند. از این‌رو هر چیز را، هم جداجدا و هم در پیوندش با تمامیت عالم، مشاهده می‌کند و حاصل آن رهایی از ترس و دستیابی به برترین خرسندی و شادمانی است. اسپینوزا در &amp;#039;&amp;#039;رسالۀ سیاسی&amp;#039;&amp;#039; (۱۶۷۷ـ۱۶۷۵)، کار ناتمام خویش، &amp;#039;&amp;#039;شالودۀ حکومت&amp;#039;&amp;#039;، را تحلیل می‌کند و غایت جامعۀ مدنی را صلح و امنیت می‌داند. او با بررسی شرایط حفظ حکومت‌های پادشاهی، اشرافی و دموکراسی، حکومت دموکراسی را بهترین حکومت می‌شمارد زیرا از همۀ حکومت‌ها «طبیعی‌تر» و «عقلانی‌تر» است. کار حکومت نه مهار‌کردن عقل بلکه فراهم کردن شرایط شکوفایی آن است. دموکراسی مشروطه باید جایگاه عقل و آزادی اندیشه در چارچوب قانون باشد. نظام فلسفی و روش اسپینوزا با ظهور امپیریسم و آرمان‌های روشنگری و حملۀ هیوم و کانت به برهان وجودی مدت‌ها در محاق فرو رفت، اما ایدئالیست‌های آلمانی، به‌ویژه هگل، با کشف مجدد آن و افزودن عنصر زمان یا ظرفیت خود تحقق بخشی&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;self-realising capacity&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;/ref&amp;gt; به آن، از مفهوم خدای اسپینوزا که ماهیتش جامع امتداد و اندیشه است، بسیار بهره‌ بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[Category:فلسفه ، منطق و کلام]] &lt;br /&gt;
[[Category:فلسفه غرب – اشخاص، آثار و مکاتب]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mohammadi2</name></author>
	</entry>
</feed>