<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wikijoo.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%A7%D9%86</id>
	<title>شیخ صنعان - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wikijoo.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%A7%D9%86"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%A7%D9%86&amp;action=history"/>
	<updated>2026-04-13T08:58:17Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%A7%D9%86&amp;diff=1230388&amp;oldid=prev</id>
		<title>DaneshGostar: جایگزینی متن - &#039;\\2&#039; به &#039;&lt;!--2&#039;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%A7%D9%86&amp;diff=1230388&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2019-07-24T05:23:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039;\\2&amp;#039; به &amp;#039;&amp;lt;!--2&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
شیخ صَنعان &amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
شخصیت داستانی. سرگذشت او برای اولین‌بار در ادبیات ایران، در &amp;#039;&amp;#039;منطق‌الطیر&amp;#039;&amp;#039; عطار در ۴۱۷ بیت آمده و از طویل‌ترین و دلاویزترین داستان‌های این کتاب است. قهرمان داستان، پیری است به نام شیخ صنعان که از اولیا وقت بوده و پس از ۵۰ سال زهد و عبادت در مکّه و رسیدن به مقام کشف و شهود و داشتن چهارصد مرید، شبی در خواب می‌بیند که بتی را در دیار روم سجده می‌کند و این خواب مکرر تکرار می‌شود. به‌حکم آنچه در رؤیا به او نشان داده بودند با جمعی از مریدانش راهی روم می‌شود. در آن‌جا گرفتار عشق دختر زیبای ترسایی می‌شود و حاضر می‌شود به خاطر او ایمان خود را بدهد و دست از اسلام و مسلمانی بشوید. به دیر می‌رود، خمر می‌خورد و زنّار می‌بندد و به‌جای مَهْر دختر، یک سال خوکبانی می‌کند. مریدانش از پند و اندرز به او ناامید می‌شوند و به حجاز برمی‌گردند. مریدی که هنگام رفتن به روم غایب بود، آن‌ها را ملامت می‌کند که چرا شیخ را در چنان حالی رها کرده‌اند و خواب رهایی شیخ را می‌بیند. با مریدان دیگر عازم روم می‌شود و شیخ را که رؤیای پیامبر را دیده، توبه کرده، زنّار بریده و از نو مسلمان شده است را با خود برمی‌گردانند. دختری که شیخ صنعان را شیفته خود کرده بود، تحت تأثیر این واقعه احوالش دگرگون می‌شود و اسلام می‌آورد و بلافاصله می‌میرد. این داستان که بارها در ادبیات فارسی و آثار عرفانی مورد اشاره قرار گرفته است، با اندکی اختلاف و تغییر نام قهرمان داستان، در منابعی غیر از &amp;#039;&amp;#039;منطق‌الطیر&amp;#039;&amp;#039; نیز سابقه داشته است. برخی مأخذ اصلی عطار را داستان پیری به نام عبدالرّزاق صنعانی دانسته‌اند که در &amp;#039;&amp;#039;تحفةالملوک&amp;#039;&amp;#039; آمده است. اما برخی دیگر ریشۀ این داستان را قدیمی‌تر از آن دانسته و به روایتی از پیامبر (ص) منسوب کرده‌اند. بعضی از محققین شیخ صنعان را هسته مرکزی شخصیت پیرِ اشعار حافظ (پیر مغان) دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;&amp;lt;!--26179300--&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:ادبیات فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مفاهیم، رویدادها و عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>DaneshGostar</name></author>
	</entry>
</feed>