<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wikijoo.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%AF_%28%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%29</id>
	<title>گردباد (کتاب) - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wikijoo.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%AF_%28%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%29"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%AF_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-01T15:03:30Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%AF_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=2010124710&amp;oldid=prev</id>
		<title>Reza rouzbahani در ‏۱۴ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۵:۴۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%AF_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=2010124710&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2021-11-14T15:43:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;[[پرونده:2042163337.jpg|جایگزین=روی جلد یکی از چاپ‌های کتاب|بندانگشتی|378x378پیکسل|روی جلد یکی از چاپ‌های کتاب]]&lt;br /&gt;
(به انگلیسی: Strong wind؛ به اسپانیایی: Viento fuerte)  عنوان داستانی از [[میگل آنخل آستوریاس]]. &amp;#039;&amp;#039;گردباد&amp;#039;&amp;#039; که اولین کتاب از سه‌گانه‌ای (تحت عناوین ‌&amp;#039;&amp;#039;گردباد و پاپ سبز و چشمان مدفون‌شدگان&amp;#039;&amp;#039;) است که آستوریاس در آن‌ها به مبارزه با امپریالیسم پرداخته، نخستین بار در سال 1950 منتشر شد. قهرمان رمان حاضر پیش از این در رمان &amp;#039;&amp;#039;مردان ذرت&amp;#039;&amp;#039; نیز نقشی برعهده داشته است. او در آن اثر چرخ خیاطی هم می‌فروخته است، اما با نام اونیل&amp;lt;ref&amp;gt;O Neill&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ در حالی که در رمان جدید دارای سه نام است: کوزی&amp;lt;ref&amp;gt;Cosi&amp;lt;/ref&amp;gt;، لستر مید&amp;lt;ref&amp;gt;Lester Mead&amp;lt;/ref&amp;gt; و لستر استونر&amp;lt;ref&amp;gt;Lester Stoner&amp;lt;/ref&amp;gt;. آستوریاس شیوۀ یادآوری را دوست دارد و این کار را برای غافلگیر کردن خواننده نمی‌کند. در گردباد، شخصیت فرعی &amp;#039;&amp;#039;مردان ذرت&amp;#039;&amp;#039; در مرکز داستان قرار می‌گیرد و لستر استونر، سهامدار پولدار شرکت موز تروپیکالتانرا&amp;lt;ref&amp;gt;Tropicaltanera&amp;lt;/ref&amp;gt; که در قسمت‌های دیگر سه‌گانه او را با نام‌های دیگری بازمی‌یابیم و اشاره‌ای مستقیم به یک شرکت بزرگ امریکایی دارد، نام لستر مید را برمی‌گزیند تا از دعوی کشاورزان خرده‌پا در مقابل «پاپ سبز» (صاحب شرکت موز تروپیکالتانرا) دفاع کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این رمان یک مرتبه در سال 1369 تحت عنوان &amp;#039;&amp;#039;گردباد&amp;#039;&amp;#039; توسط عبدالحسین شریفیان و بار دوم در سال 1389 به‌وسیلۀ حمید یزدان‌پناه و با عنوان &amp;#039;&amp;#039;باد سهمگین&amp;#039;&amp;#039; به فارسی برگردانده و در تهران چاپ و منتشر شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پیرنگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از وقایع عمده‌ای چون انهدام کامیون‌های شخصی، که از شرکت موز به شهر می‌آورند، با محاکمۀ غیرمنصفانۀ شرکای مید، گردباد هولناکی بر مزارع می‌وزد و لستر مید و همسرش لیلاند فاستر&amp;lt;ref&amp;gt;Leland Foster&amp;lt;/ref&amp;gt; را نابود می‌کند. اما در این بین موکلان او در دادگاه حاکم می‌شوند. در حقیقت مبارزۀ میان مید و شرکت، تار و پود ماجراهای رمان را به هم می‌تند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بررسی رمان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عظمت منظره (دشت ساحلی اقیانوس آرام) و هوای سنگین، خفه‌کننده و آلودۀ ناحیه، وضع آمیخته به بی‌نوایی کشاورزان خرده‌پای استعمارزده، این‌ها چیزهایی است که آستوریاس به نحوی واقع‌بینانه و در عین حال به شکلی شاعرانه در &amp;#039;&amp;#039;گردباد&amp;#039;&amp;#039; بیان کرده است. در &amp;#039;&amp;#039;گردباد&amp;#039;&amp;#039; امریکایی‌ها در زیر نور شدید ظاهر می‌شوند: ویسکی و پوکر برای مردان، ماجراهای عاشقانۀ کثبف و رقت‌انگیز برای زنان. سرخپوست‌ها زندگی را چونان حیوانات واقعی می‌گذرانند، کار می‌کنند تا دستمزد ناچیزشان را با روسپیان خرج کنند یا از تکیلا مستی بگیرند و غالبا هم به تب نوبه مبتلا هستند. زوج مید با عشق بی‌پیرایه‌شان، اما اثر را روشن می‌کنند؛ همان‌گونه که مایاری&amp;lt;ref&amp;gt;Mayari&amp;lt;/ref&amp;gt; در &amp;#039;&amp;#039;پاپ سبز&amp;#039;&amp;#039; و تابیو سان&amp;lt;ref&amp;gt;Tabio San&amp;lt;/ref&amp;gt; و مالنا تابای&amp;lt;ref&amp;gt;Malena Tabay&amp;lt;/ref&amp;gt; در &amp;#039;&amp;#039;چشمان مدفون‌شدگان&amp;#039;&amp;#039; چنین می‌کنند. در این کتاب تاریخ وقوع وقایع زیاد به هم نریخته و به همین دلیل وحدت این بخش از اثر آشکارا مشخص‌تر از دو قسمت دیگر سه‌گانۀ آستوریاس است. خواننده در این رمان با آگاهی قطعی آستوریاس از مسائل اجتماعی [[گواتمالا]] مواجه است. او در این رمان و البته دو بخش دیگر سه‌گانه‌اش، تمامی تکنیک‌های درخشان خود را برای بازآفرینی و نمایش دل‌مشغولی‌هایش (که بخشی از آن انتقاد از دیکتاتوری‌های امریکای لاتین و امپریالیسم یانکی‌هاست) به کار گرفته است.&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:ادبیات غرب]]&lt;br /&gt;
[[رده:سایر گونه های ادبی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Reza rouzbahani</name></author>
	</entry>
</feed>